حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 146

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بر فرهاد شوريدند و عرصه بر او تنگ شد زيرا تنها مملكت پارت براى او باقى مانده بود فرهاد خواست صلح نمايد ولى شرايط صلح خيلى سنگين بود توضيح آنكه فرهاد ميبايست به مملكت پارت اكتفاء كرده باج بدهد شاه براى ايجاد جنگ خانگى در سوريّه دمتريوس را از زندان رها كرد تا سلطنت شامات را از برادرش استرداد كند و ليكن كار فرهاد از جاى ديگر درست شد توضيح آنكه شدّت ظلم سلوكيها مردم را به طرف فرهاد كشانيد و آنتيوخوس با سپاهى جرّار بايران آمد ولى فرهاد به او فرصت نداده ناگهان بر او تاخت و در حين جنگ پادشاه سلوكى كشته شد از اين ببعد سلوكيها ديگر جرئت نكردند متعرّض ايران شوند و انحطاط كامل در دودمان سلوكى شروع گرديد پس از اين فتح گرفتارى ديگر براى فرهاد پيش آمد توضيح آنكه او سك‌ها را بكمك خود طلبيده و وعده كرده بود به آنها مبلغ زيادى بدهد بعد چون بىكمك آنها فائق آمد پولى نداد و آنها بناى قتل و غارت را در ولايات گذاشتند و در جنگى كه فرهاد با آنها كرد كشته شد ( 125 ق . م . ) تقريبا مقارن اين زمان مردمان آريانى كه موسوم به سكها بودند بايران هجوم آورده در افغانستان امروزى و در سيستان برقرار شدند بر اثر اين واقعه اين مملكت را كه زرنگ نام داشت از اين به بعد سكستان ناميدند و اين اسم بعدها به سيستان مبدّل شد ( نيمه قرن دوّم ق . م . ) براى فهم اين واقعه لازم است گفته شود كه در اين زمان تاريخ ايران با تاريخ چين ارتباط مييابد توضيح آنكه در چين بعد از انقراض سلسله امپراطورهاى ( شو ) چندى اين امپراطورى ملوك الطّوايفى بود تا انكه شخصى ( تسين ) نام حكومت را بدست گرفته يك دولت قوى تاسيس نمود و براى جلوگيرى از تاخت‌وتاز مردمان وحشى صحراگرد ديوار چين را بساخت بعد از آن مردمانى كه موسوم به هون و از نژاد اصفر بودند چون نتوانستند به طرف چين رفته تاخت‌وتاز نمايند متوجّه صفحات غربى شده حمله بمردمان